المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

787

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

و ) مراد چنين است با نگهداشتن زوجه يا مباح كردن استمتاع از وى بر خود ، به او رجوع نمايد . 8 - دليل اينكه عتق و روزه را قبل از تماسّ ذكر نمود ولى در احكام آن را مقيّد به تماسّ ننمود چون إطعام بدل از عتق و روزه مىباشد ، پس قيد در آن دو عين قيد در إطعام مىباشد . 9 - روايت شده است كه وقتى پيامبر اكرم ( ص ) « اوس » را احضار فرمود و او نيز امساك و نگهداشتن زوجه خود را اختيار كرد ، حضرت به او فرمود : با آزاد كردن يك برده ، كفّاره بده عرض كرد : غير از آن برده چيز ديگرى ندارم . فرمود : دو ماه پىدرپى روزه بگير ! عرض كرد : براى آن طاقت ندارم . فرمود : شصت فقير را طعام بده . عرض كرد : بين دولابه « 1 » مدينه از من مسكين‌تر وجود ندارد . پس پيامبر ( ص ) كه او را به دادن صدقه‌اى از مال و إطعامى از كفّاره ( آنچه كه در توان دارد ) امر فرمود . او نيز از نيازمندى خود و اينكه او فقيرتر از كسانى است كه پيامبر او را امر به دادن به صدقه به آنها مىكند ، به پيامبر شكوه و شكايت كرد . پيامبر خنديد و او را به استغفار امر فرمود و عود به زوجه‌اش را بر او مباح نمود » . « 2 » اين حديث دلالت دارد بر اينكه اگر شخص ظهار كننده از دادن كفّاره عاجز باشد بايد استغفار نموده و بر زوجه خود رجوع كند . موثّقه عمّار از امام صادق ( ع ) نيز آن را تأييد مىكند ، به اين عبارت كه : اگر ظهار كنده از كفّاره عاجز باشد بايد استغفار نمايد و قصد كند كه ديگر چنين عملى را مرتكب نشود و اين امر ، به عنوان كفّاره براى او كافى است . بعضى از اصحاب ما نيز گفته‌اند : اگر نتواند إطعام مساكين كند بايد هيجده روز ، روزه بگيرد . و حتّى برخى هيجده روز ، روزه را بر اطعام فقراء مقدّم داشته‌اند و آن را مجزى از اطعام دانسته‌اند . اما اوّلى اينست كه اگر شخص از كفّارات منصوص در آيه عاجز باشد ، نوبت به إستغفار مىرسد . * * *

--> ( 1 ) . لابةها سرزمين سنگلاخ‌ها ( 2 ) . على بن ابراهيم در تفسير سوره مجادله آن را نقل كرده است و نيز در كافى ج 6 ، ص 155 نيز آمده است .